مدیریت ریسک

Overleveraging چیست؟ وقتی لوریج از ابزار به تهدید تبدیل می‌شود

اینکه پلتفرم اجازه بازکردن یک حجم بزرگ را می‌دهد، یعنی مارجین آن فراهم است؛ نه اینکه حسابت توان تحمل نوسانش را دارد. استفاده بیش‌ازحد از اهرم را باید از اثر حرکت قیمت روی سرمایه‌ات بشناسی، نه فقط از عدد لوریج حساب.

مثال فرضی اهرم مؤثر۱۰برابر برای ارزش معامله۱۰هزار و ارزش حسابهزار دلار؛ اهرم سقف زیان نیست.
مثال فرضی اهرم مؤثر۱۰برابر برای ارزش معامله۱۰هزار و ارزش حسابهزار دلار؛ اهرم سقف زیان نیست.

برای سنجیدن فشار معامله، اندازه موقعیت و ارزش لحظه‌ای حساب را مقایسه کن. مارجین آزاد فقط یکی از محدودیت‌هاست و جای بررسی زیان احتمالی را نمی‌گیرد.

Overleveraging زمانی اتفاق می‌افتد که اندازه پوزیشن نسبت به Equity و تحمل ریسک حساب بیش از حد بزرگ شود.

مثال ساده

فرض کن حساب ۲,۰۰۰ دلاری داری و بروکر Leverage برابر 1:500 ارائه می‌دهد.

این یعنی از نظر Margin ممکن است بتوانی پوزیشن بزرگی باز کنی. اما اینکه پلتفرم اجازه می‌دهد، به معنی منطقی بودن آن نیست.

اگر پوزیشن طوری باشد که حرکت کوچک بازار ۱۰٪ حساب را تغییر دهد، عملاً حساب در معرض شوک است.

فرق Leverage اسمی و اهرم مؤثر

حداکثر اهرم چیزی است که بروکر اجازه می‌دهد.
اهرم مؤثر چیزی است که واقعاً با اندازه پوزیشن استفاده می‌کنی.

ممکن است حساب 1:500 داشته باشی اما با حجم معامله محافظه‌کارانه اهرم مؤثر پایینی استفاده کنی.

خطر از خود عدد 1:500 نمی‌آید؛ از حجمی می‌آید که با آن باز می‌کنی.

نشانه‌های Overleveraging

یک Stop معمولی بیش از چند درصد حساب را از بین می‌برد.
Margin Level خیلی سریع پایین می‌آید.
برای تحمل نوسان مجبور می‌شوی Stop را جابه‌جا کنی.
با یک خبر حساب تغییر شدید می‌کند.
بعد از یک باخت نیاز به جبران فوری حس می‌کنی.
چند پوزیشن همزمان بخش بزرگی از Free Margin را مصرف می‌کنند.

مثال با ریسک

حساب: ۵,۰۰۰ دلار
ریسک منطقی: ۱٪ = ۵۰ دلار

اگر Stop تو ۵۰ پیپ باشد، حجم باید طوری تنظیم شود که زیان در Stop حدود ۵۰ دلار باشد.

اما اگر به خاطر Leverage بالا حجمی انتخاب کنی که هر پیپ ۱۰ دلار ارزش دارد:
۵۰ پیپ × ۱۰ دلار = ۵۰۰ دلار

یعنی ۱۰٪ حساب در یک معامله.

پلتفرم شاید اجازه داده باشد؛ مدیریت سرمایه نباید بدهد.

Overleveraging و Margin Call

هرچه حجم بیشتر باشد، Used Margin بیشتر و Free Margin کمتر می‌شود. اگر بازار خلاف جهت حرکت کند، Equity افت می‌کند و Margin Level ممکن است به محدوده خطر برسد.

اما حتی قبل از Margin Call، یک Drawdown بزرگ می‌تواند تصمیم‌گیری را نابود کند.

چرا معامله‌گرها Overleverage می‌کنند؟

حساب کوچک و انتظار درآمد بزرگ
جبران ضرر
اعتمادبه‌نفس بعد از چند برد
دیدن سودهای بزرگ دیگران در شبکه‌های اجتماعی
اشتباه گرفتن Margin با Risk
نداشتن Position Sizing

راه‌حل عملی

اول درصد ریسک را مشخص کن.
بعد Stop منطقی را تعیین کن.
بعد حجم را حساب کن.
در آخر ببین آیا Margin و Free Margin اجازه معامله می‌دهند.

اگر ترتیب را برعکس کنی و از «حداکثر Lot قابل باز شدن» شروع کنی، تقریباً همیشه وارد مسیر اشتباه می‌شوی.

لوریج کمتر همیشه بهتر است؟

نه لزوماً. Leverage بالاتر می‌تواند انعطاف Margin بدهد، به شرطی که حجم را کنترل کنی. مسئله اصلی Discipline در حجم معامله است.

Overleveraging یعنی حساب را در معرض حرکتی قرار بدهی که برای سرمایه تو بیش از حد بزرگ است.

لوریج یک ابزار عملیاتی است. ریسک واقعی را حجم معامله، فاصله حد ضرر و میزان مواجهه با بازار کل تعیین می‌کنند.

در اجرای واقعی به چه چیزی دقت کنی؟

عددهای این مطلب، مثال آموزشی‌اند؛ درصد ریسک مناسب همه افراد نیستند. حد ضرر معمولی اجرای دقیق در قیمت درخواستی را تضمین نمی‌کند و هزینه‌ها یا لغزش قیمت می‌توانند زیان واقعی را بیشتر کنند.

برای ادامه این موضوع

ارتباط با محمد قائمی

این نوشته آموزشی است. مثال‌ها پیشنهاد خرید یا فروش یا تعیین ریسک مناسب شرایط مالی تو نیستند.

برگشت به مقاله‌ها ←
پشتیبانی