ریسک به ریوارد چیست؟ Win Rate، R و Expectancy با مثال
وقتی برای ۵۰ دلار زیان برنامهریزیشده، ۱۰۰ دلار سود هدف میگذاری، نسبت ریسک به بازده تو ۱ به ۲ است. این نسبت بهتنهایی نمیگوید معامله خوبی داری؛ احتمال رسیدن به هدف و نتیجه واقعی خروجها هم مهماند.
اگر در یک معامله 100 دلار ریسک کنی و هدف سود 200 دلار باشد، Reward نسبت به Risk برابر 2 به 1 است. خیلی از تریدرها این را به شکل 1:2 مینویسند.
اما این عدد به تنهایی نمیگوید استراتژی خوب است یا بد.
مثال ساده
فرض کن Stop Loss تو 20 پیپ است و Take Profit برابر 40 پیپ.
ریسک = 20 پیپ
پاداش بالقوه = 40 پیپ
Reward/Risk = 2
اگر معامله به تارگت برسد، +2R داری.
اگر Stop بخورد، -1R.
R چیست؟
R واحد ریسک اولیه معامله است.
اگر در هر معامله 50 دلار ریسک میکنی:
-1R = منفی 50 دلار
+1R = مثبت 50 دلار
+2R = مثبت 100 دلار
این زبان کمک میکند عملکرد را مستقل از اندازه حساب مقایسه کنی.
وینریت مهمتر است یا Risk/Reward؟
هیچکدام به تنهایی.
فرض کن سیستم A:
Win Rate = 40٪
میانگین برد = 2R
میانگین باخت = 1R
امید ریاضی:
0.40 × 2 - 0.60 × 1 = +0.20R
حالا سیستم B:
Win Rate = 70٪
میانگین برد = 0.5R
میانگین باخت = 1R
0.70 × 0.5 - 0.30 × 1 = +0.05R
سیستم B بردهای بیشتری دارد، اما Expectancy آن کوچکتر است.
حتی وینریت 80 درصد هم میتواند زیانده باشد
فرض کن:
Win Rate = 80٪
Average Win = 0.25R
Average Loss = 1.5R
0.80 × 0.25 - 0.20 × 1.5 = -0.10R
از هر 10 معامله 8 تا برندهای، اما سیستم در مجموع منفی است.
اینجاست که میفهمی چرا تبلیغ «وینریت 90 درصد» به تنهایی تقریباً هیچ چیز مهمی درباره کیفیت سیستم نمیگوید.
Break-even نرخ برد
اگر میانگین برد و میانگین باخت را بدانیم، میتوانیم نرخ برد سربهسر را تخمین بزنیم.
اگر برد و باخت هر دو 1R باشند، قبل از هزینهها حدود 50٪ برد نیاز داری.
اگر میانگین برد 2R و باخت 1R باشد، حدود 33.3٪ برد میتواند نقطه سربهسر باشد.
اگر برد فقط 0.5R و باخت 1R باشد، حدود 66.7٪ برد لازم داری.
البته Spread، Commission و لغزش قیمت نقطه سربهسر واقعی را کمی بالاتر میبرند.
ریسک به ریوارد «هدف» با نتیجه واقعی فرق دارد
فرض کن روی چارت همیشه 3R هدف میگذاری، اما تقریباً همه معاملهها را از ترس در 0.8R میبندی.
در ژورنال نباید بنویسی Average Win = 3R. باید چیزی را ثبت کنی که واقعاً اجرا شده است.
این تفاوت بین Planned R و Realized R یکی از بهترین نشانههای شکاف بین استراتژی و رفتار معاملهگر است.
آیا هرچه R بیشتر باشد بهتر است؟
نه.
اگر تارگت 10R بگذاری ولی فقط 5 درصد مواقع به آن برسد، ممکن است سیستم خوب یا بد باشد؛ باید Expectancy را محاسبه کنی.
تارگت بزرگ زمانی ارزش دارد که احتمال رسیدن به آن و رفتار واقعی قیمت هم منطقی باشد.
ریسک به ریوارد قبل از ورود
یکی از کاربردهای خوب R/R این است که قبل از معامله بفهمی اصلاً فضا برای ورود داری یا نه.
فرض کن Stop منطقی تو 30 پیپ است اما مقاومت بعدی فقط 20 پیپ فاصله دارد. اگر سیستم تو برای چنین شرایطی طراحی نشده، شاید بهترین تصمیم این باشد که معامله را رد کنی.
این خیلی بهتر از این است که مقاومت را نادیده بگیری فقط برای اینکه نسبت 1:2 روی چارت بسازی.
Profit Factor هم کنار آن ببین
Profit Factor = مجموع سودهای ناخالص ÷ مجموع زیانهای ناخالص
اگر در یک نمونه بالاتر از 1 باشد، مجموع سودها از مجموع زیانها بیشتر بوده است. اما باز هم اندازه نمونه و Drawdown مهماند.
مثلاً Profit Factor بالا روی 12 معامله قابل مقایسه با همان عدد روی 500 معامله نیست.
چرا تعداد معاملات مهم است؟
چون نتیجه کوتاهمدت پر از تصادف است. یک سیستم 40 درصدی ممکن است پنج برد پشتسرهم یا هفت باخت پشتسرهم داشته باشد.
با 10 یا 20 معامله نمیتوان درباره Expectancy بلندمدت با اطمینان حرف زد.
هرچه نمونه بزرگتر و متنوعتر باشد، تصویر قابل اتکاتری از سیستم داری.
Risk/Reward یک قطعه از پازل است؛ نرخ برد یک قطعه دیگر. چیزی که این دو را به هم وصل میکند Expectancy است.
به جای اینکه فقط دنبال وینریت بالا یا تارگتهای بزرگ باشی، روی ترکیب واقعی بردها، باختها، هزینهها و Drawdown تمرکز کن.
سیستم خوب سیستمی است که در یک نمونه کافی، بعد از هزینهها و با ریسکی که توان تحملش را داری، نتیجه قابل تکرار بسازد.
این نوشته آموزشی است. مثالها پیشنهاد خرید یا فروش یا تعیین ریسک مناسب شرایط مالی تو نیستند.
برگشت به مقالهها ←