مدیریت ریسک

فرمول محاسبه حجم معامله در فارکس؛ Position Size از صفر

اول مبلغی را که برای زیان این معامله در نظر گرفته‌ای مشخص کن، بعد فاصله ورود تا حد ضرر را اندازه بگیر. حجم از این دو و ارزش هر پیپ یا تیک به دست می‌آید. قرار نیست حجم را از روی حس خوبت به تحلیل انتخاب کنی.

مثال فرضی حجم: با ریسک ۱۰۰دلار، حد ضرر۲۵پیپ و ارزش هر پیپ یک لات۱۰دلار، حجم۰٫۴لات می‌شود؛ پیش از هزینه و لغزش.
مثال فرضی حجم: با ریسک ۱۰۰دلار، حد ضرر۲۵پیپ و ارزش هر پیپ یک لات۱۰دلار، حجم۰٫۴لات می‌شود؛ پیش از هزینه و لغزش.

اصل پایه ساده است: اول مشخص می‌کنی اگر تحلیل اشتباه بود چقدر پول حاضری از دست بدهی؛ بعد فاصله حد ضرر را اندازه می‌گیری؛ در آخر حجم را برای زیان برنامه‌ریزی‌شده محاسبه می‌کنی. حد ضرر معمولی سقف قطعی زیان نیست و در گپ یا لغزش قیمت، زیان واقعی می‌تواند بیشتر شود.

مرحله اول: مبلغ ریسک را حساب کن

مبلغ ریسک = موجودی یا Equity مبنا × درصد ریسک

اگر حساب 10,000 واحد باشد و ریسک هر معامله 1 درصد:
10,000 × 0.01 = 100

یعنی اگر حد ضرر فعال شد، زیان برنامه‌ریزی‌شده باید حدود 100 واحد باشد.

مرحله دوم: فاصله حد ضرر را مشخص کن

حد ضرر نباید برای رسیدن به حجم دلخواه جابه‌جا شود. ابتدا نقطه‌ای را پیدا کن که اگر قیمت به آن رسید، منطق معامله تو باطل می‌شود. بعد فاصله ورود تا آن نقطه را اندازه بگیر.

مثلاً اگر EURUSD را در 1.1000 می‌خری و حد ضرر 1.0975 است، فاصله 25 پیپ است.

مرحله سوم: ارزش هر پیپ یا Tick را بدان

ارزش هر پیپ به نماد، اندازه قرارداد، ارز حساب و حجم بستگی دارد. در بسیاری از جفت‌ارزهای اصلی، ارزش پیپ برای یک لات استاندارد تقریباً عدد شناخته‌شده‌ای دارد، اما نباید این عدد را برای همه نمادها تعمیم بدهی. طلا، شاخص‌ها، نفت، کریپتو CFD و حتی برخی جفت‌ارزها مشخصات متفاوتی دارند.

بهترین کار این است که Contract Specification بروکر یا پلتفرم را بررسی کنی.

فرمول عمومی حجم معامله

حجم = مبلغ ریسک ÷ (فاصله حد ضرر × ارزش حرکت قیمت برای یک واحد حجم)

مثال ساده فارکس:
سرمایه: 10,000
ریسک: 1 درصد = 100
حد ضرر: 25 پیپ
فرض ارزش هر پیپ برای 1 لات: 10 واحد

حجم = 100 ÷ (25 × 10) = 0.40 لات

اگر حد ضرر به 50 پیپ افزایش پیدا کند و بقیه شرایط ثابت بماند:
حجم = 100 ÷ (50 × 10) = 0.20 لات

می‌بینی که با دو برابر شدن فاصله حد ضرر، حجم نصف شده تا ریسک مالی ثابت بماند.

چرا حجم ثابت خطرناک است؟

فرض کن همیشه 0.5 لات معامله می‌کنی. یک ستاپ 20 پیپ حد ضرر دارد و ستاپ بعدی 70 پیپ. در معامله دوم، بدون اینکه شاید متوجه باشی، بیش از سه برابر معامله اول ریسک مالی گرفته‌ای.

پس «من همیشه نیم لات می‌زنم» مدیریت سرمایه نیست؛ فقط یک عادت حجمی است.

برای طلا چه فرقی می‌کند؟

XAUUSD را نباید با فرمول حفظی EURUSD محاسبه کنی. اندازه قرارداد و ارزش تغییر قیمت در بروکرها ممکن است متفاوت نمایش داده شود. مثلاً اینکه یک حرکت 1 دلاری طلا برای 0.1 لات چه اثری روی P&L دارد باید از مشخصات همان حساب استخراج شود.

فرمول همان است، اما ورودی ارزش Tick/Point باید درست باشد.

Balance یا Equity؟

اگر معامله باز، اعتبار یا تعدیل دیگری در حساب وجود نداشته باشد، Balance و Equity معمولاً برابرند؛ جزئیات نمایش به پلتفرم بستگی دارد. اگر چند پوزیشن باز داری، Equity وضعیت لحظه‌ای واقعی‌تری از سرمایه در معرض ریسک می‌دهد. برای سیستم‌های دارای چند پوزیشن هم‌زمان، فقط نگاه کردن به Balance می‌تواند تصویر ناقصی ایجاد کند.

ریسک تجمعی را فراموش نکن

محاسبه حجم هر معامله به‌تنهایی کافی نیست. اگر سه پوزیشن هرکدام 1 درصد ریسک داشته باشند، ریسک نظری تو 3 درصد است. اگر هر سه به یک عامل مشترک وابسته باشند، مثلاً همگی عملاً شرط روی ضعف دلار باشند، ریسک واقعی می‌تواند از نظر همبستگی حتی متمرکزتر باشد.

حجم معامله در پراپ

در حساب پراپ باید علاوه بر درصد حساب، فاصله تا Daily Loss و بیشترین افت سرمایه را هم در نظر بگیری. اگر فقط بر اساس سرمایه اسمی حساب حجم بگیری، ممکن است چند زیان عادی تو را به حد نقض قانون برساند.

در پراپ بهتر است «بودجه ریسک قابل استفاده» را از محدودیت‌های شرکت استخراج کنی و بعد حجم را روی آن تنظیم کنی.

چه درصد ریسکی مناسب است؟

عدد واحدی برای همه وجود ندارد. 1 درصد یک قانون طبیعی بازار نیست؛ فقط یک چارچوب رایج است. درصد مناسب به Drawdown قابل تحمل، توزیع برد و باخت، تعداد معاملات هم‌زمان، نوع حساب و محدودیت‌های استراتژی بستگی دارد.

اگر هنوز آمار سیستم را نداری، محافظه‌کاری منطقی‌تر از افزایش حجم است.

خطاهای رایج در محاسبه حجم

1. استفاده از Pip Value اشتباه برای نماد.
2. فراموش کردن تبدیل ارز وقتی ارز حساب با ارز ارزش پیپ متفاوت است.
3. انتخاب حجم قبل از تعیین حد ضرر.
4. بالا بردن حجم بعد از ضرر برای جبران.
5. نادیده گرفتن کمیسیون و اسلیپیج در معاملات کوتاه‌مدت.
6. جمع نکردن ریسک چند معامله هم‌زمان.
7. فرض اینکه مشخصات قرارداد همه بروکرها یکسان است.

یک چک‌لیست 30 ثانیه‌ای قبل از ورود

سرمایه مبنا چقدر است؟
درصد ریسک این معامله چقدر است؟
مبلغ ریسک چقدر می‌شود؟
حد ضرر بر اساس منطق بازار کجاست؟
فاصله حد ضرر چقدر است؟
ارزش Pip/Tick برای این نماد و حساب چیست؟
آیا معامله دیگری دارم که ریسک مشابهی ایجاد کند؟

بعد از پاسخ به این سؤال‌ها، حجم فقط خروجی فرمول است.

حجم معامله نباید درباره میزان اعتماد تو به تحلیل حرف بزند. حجم باید درباره میزان ریسکی حرف بزند که حساب توان تحملش را دارد.

با محاسبه حجم، دو معامله با فاصله حد ضرر متفاوت می‌توانند زیان برنامه‌ریزی‌شده مشابهی داشته باشند؛ هزینه اجرا و لغزش قیمت همچنان باید در نظر گرفته شوند. این یکی از پایه‌ای‌ترین تفاوت‌های معامله‌گری برنامه‌محور با ترید احساسی است.

در اجرای واقعی به چه چیزی دقت کنی؟

عددهای این مطلب، مثال آموزشی‌اند؛ درصد ریسک مناسب همه افراد نیستند. حد ضرر معمولی اجرای دقیق در قیمت درخواستی را تضمین نمی‌کند و هزینه‌ها یا لغزش قیمت می‌توانند زیان واقعی را بیشتر کنند.

منابع برای بررسی بیشتر

برای ادامه این موضوع

ارتباط با محمد قائمی

این نوشته آموزشی است. مثال‌ها پیشنهاد خرید یا فروش یا تعیین ریسک مناسب شرایط مالی تو نیستند.

برگشت به مقاله‌ها ←
پشتیبانی