فارکس مبتدی

تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ کدام برای فارکس بهتر است؟

تکنیکال و فاندامنتال به سؤال یکسانی جواب نمی‌دهند. یکی حرکت و ساختار قیمت را بررسی می‌کند، دیگری سراغ عوامل اقتصادی می‌رود. لازم نیست به یکی تعصب داشته باشی؛ باید بدانی هرکدام در تصمیم تو چه نقشی دارد.

نمودار آموزشی «تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ کدام برای فارکس بهتر است؟»؛ نمایش مفهومی بدون داده زنده.
نمودار آموزشی «تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟ کدام برای فارکس بهتر است؟»؛ نمایش مفهومی بدون داده زنده.

انتخاب روش تحلیل به سؤال و افق زمانی تو بستگی دارد. لازم است برای هر داده یا ابزار، نقش مشخصی در پلن داشته باشی؛ اضافه‌کردن ابزار بیشتر به‌تنهایی تحلیل را بهتر نمی‌کند.

این دو روش به سؤال‌های متفاوتی جواب می‌دهند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

Technical Analysis روی رفتار خود قیمت تمرکز دارد.

معامله‌گر تکنیکال معمولاً چیزهایی مثل این‌ها را بررسی می‌کند:
روند
High و Lowها
Support و Resistance
Candlestick
Moving Average
شتاب حرکت قیمت
الگوهای قیمت

داده پایه چارت، همان Open، High، Low و Close است. CME هم در آموزش تکنیکال، چارت‌های Line، Bar و Candlestick و ابزارهایی مثل Trend و Support/Resistance را جزو ابزارهای اصلی این رویکرد معرفی می‌کند.

هدف تکنیکال پیشگویی قطعی آینده نیست. هدف این است که ساختار فعلی بازار را به یک سناریوی قابل‌اجرا تبدیل کنی.

مثلاً:
EURUSD در روند صعودی است.
قیمت به Support قبلی برگشته.
در H1 واکنش صعودی دیده می‌شود.
اگر Low مشخص شکسته شود، سناریو باطل است.

این تبدیل مشاهده به شرط، چیزی است که تکنیکال را برای Entry، Stop و Target کاربردی می‌کند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

Fundamental Analysis دنبال نیروهای اقتصادی و مالی پشت حرکت بازار است.

در فارکس معمولاً این متغیرها مهم‌اند:
نرخ بهره
انتظارات بانک مرکزی
تورم
بازار کار
رشد اقتصادی
بازده اوراق
ریسک سیاسی و ژئوپلیتیک
جریان سرمایه

چون فارکس مقایسه دو ارز است، فاندامنتال هم نسبی است.

مثلاً فقط اینکه اقتصاد آمریکا قوی است کافی نیست. سؤال مهم‌تر می‌تواند این باشد:
شرایط آمریکا نسبت به منطقه یورو چگونه است؟
بازار از فدرال رزرو چه انتظاری دارد و از ECB چه انتظاری؟
کدام تغییر قبلاً در قیمت لحاظ شده؟

خبر خوب چرا گاهی قیمت را پایین می‌آورد؟

چون بازار فقط به «خوب یا بد بودن» عدد واکنش نشان نمی‌دهد؛ به تفاوت عدد واقعی با انتظار قبلی واکنش نشان می‌دهد.

فرض کن CPI آمریکا بالاست، اما بازار از قبل انتظار عدد حتی بالاتری داشته. ممکن است واکنش دلار چیزی نباشد که یک مبتدی از تیتر خبر انتظار دارد.

برای همین در فاندامنتال باید سه چیز را کنار هم ببینی:
داده واقعی
انتظار بازار
موقعیت و قیمت‌گذاری قبلی بازار

تکنیکال چه مزیتی دارد؟

ساختار دیداری واضح‌تری برای Entry و Exit می‌دهد.
می‌توانی Risk را نسبت به سطح مشخص تعریف کنی.
روی تایم‌فریم‌های مختلف قابل استفاده است.
برای Backtest و ساخت قوانین اجرایی مناسب‌تر است.

ولی محدودیت دارد:
سطح و Pattern تضمین نیست.
تفسیر بعضی الگوها Subjective است.
در خبرهای بزرگ ساختار کوتاه‌مدت می‌تواند سریع تغییر کند.
اگر فقط گذشته قیمت را ببینی ممکن است از تغییر مهم محیط کلان غافل بمانی.

فاندامنتال چه مزیتی دارد؟

کمک می‌کند بفهمی چرا یک ارز در دوره‌ای تحت فشار یا حمایت است.
برای شناخت Regime بازار مفید است.
در Position Trading و Swing می‌تواند بافت بازار مهم‌تری بدهد.
باعث می‌شود خبرهای اصلی و سیاست بانک مرکزی را نادیده نگیری.

اما محدودیت‌های خودش را دارد:
ترجمه اقتصاد به Entry دقیق آسان نیست.
بازار ممکن است ماه‌ها یک سناریو را از قبل انعکاس انتظار در قیمت کرده باشد.
یک داده به‌تنهایی جهت بلندمدت را تعیین نمی‌کند.
تفسیر سیاست بانک مرکزی می‌تواند پیچیده باشد.

یک مثال با EURUSD

فرض کن فدرال رزرو موضع سخت‌گیرانه‌تری گرفته و بازار انتظار دارد نرخ‌ها مدت بیشتری بالا بمانند. از نظر فاندامنتال این می‌تواند به دلار کمک کند.

حالا EURUSD را باز می‌کنی و می‌بینی:
روند H4 نزولی است.
قیمت به Resistance قبلی برگشته.
ساختار Lower High ساخته شده.

اینجا فاندامنتال و تکنیکال در یک جهت قرار گرفته‌اند.

اما گاهی برعکس است. مثلاً بافت بازار کلان هنوز به نفع دلار است، ولی EURUSD کوتاه‌مدت روی Support قوی قرار دارد و شتاب حرکت قیمت صعودی ساخته است.

در این حالت لازم نیست یکی را «اشتباه» اعلام کنی. ممکن است Horizon دو تحلیل متفاوت باشد.

افق زمانی همه‌چیز را تغییر می‌دهد

یک Scalper که Position را 10 دقیقه نگه می‌دارد، احتمالاً به ساختار لحظه‌ای، Spread و ساعت خبر حساس‌تر است.

یک Swing Trader که Position را چند روز نگه می‌دارد، باید نرخ بهره، داده‌های مهم هفته و Event Risk را جدی‌تر ببیند.

یک Position Trader شاید حتی چرخه سیاست پولی چندماهه را بررسی کند.

پس سؤال بهتر از «تکنیکال یا فاندامنتال؟» این است:
«برای افق زمانی من، هرکدام چه نقشی دارند؟»

روش ترکیبی ساده برای مبتدی

لازم نیست اقتصاددان باشی و لازم نیست چارت را با 20 Indicator پر کنی.

یک مدل ساده:
1. اول تقویم اقتصادی را ببین.
2. Eventهای بزرگ مربوط به ارزهای نمادت را علامت بزن.
3. جهت و ساختار تایم‌فریم بالاتر را مشخص کن.
4. Support و Resistance اصلی را رسم کن.
5. روی تایم‌فریم اجرا فقط منتظر ستاپ خودت بمان.
6. قبل از Entry بدان اگر خبر بزرگ نزدیک است چه تصمیمی داری.

این مدل باعث می‌شود فاندامنتال نقش بافت بازار و تکنیکال نقش اجرا را داشته باشد.

مثال با تصمیم بانک مرکزی

فرض کن امشب تصمیم نرخ بهره Fed است.

اگر درست 5 دقیقه قبل از تصمیم یک ستاپ تکنیکال ببینی، کیفیت Pattern هرچقدر هم خوب باشد، Event Risk را نمی‌توانی نادیده بگیری.

بعد از انتشار هم ممکن است اولین حرکت بازار Fake باشد و چند دقیقه بعد جهت برگردد.

پس فاندامنتال فقط «پیش‌بینی خبر» نیست؛ گاهی مهم‌ترین استفاده آن این است که بدانی چه زمانی شرایط عادی بازار برقرار نیست.

تقویم اقتصادی را چطور استفاده کنیم؟

هر روز قبل از شروع سشن، فقط خبرهای مهم ارزهای مرتبط با نمادت را بررسی کن.

اگر EURUSD معامله می‌کنی، خبرهای مهم آمریکا و منطقه یورو را علامت بزن.
اگر GBPUSD داری، آمریکا و بریتانیا مهم‌اند.
اگر USDJPY معامله می‌کنی، Fed، داده‌های آمریکا و سیاست بانک مرکزی ژاپن می‌توانند مهم باشند.

قرار نیست همه خبرها را تحلیل کنی. اول فقط بدان «چه چیزی، چه ساعتی» منتشر می‌شود.

تکنیکال بدون فاندامنتال چه خطری دارد؟

ممکن است روی یک Support عالی Buy کنی ولی دو دقیقه بعد تصمیم نرخ بهره منتشر شود و نوسان چند برابر شود.

فاندامنتال بدون تکنیکال چه خطری دارد؟

ممکن است تحلیل اقتصادی تو درست باشد ولی آن‌قدر زود وارد شوی که قبل از حرکت اصلی Stop شوی.

«دلار در بلندمدت قوی است» به‌تنهایی Entry نمی‌دهد.

Conflict بین دو تحلیل

CME در آموزش Trading and Analysis هم اشاره می‌کند که سیگنال‌های تکنیکال و فاندامنتال گاهی با هم تعارض دارند. این تعارض طبیعی است.

راه‌حل حرفه‌ای‌تر این نیست که یک روش را مسخره کنی؛ باید نقش هرکدام را در Plan خودت مشخص کنی.

مثلاً:
فاندامنتال = جهت یا Risk Event
تکنیکال = Location و Trigger
Risk Management = حجم و نقطه ابطال

اشتباه‌های رایج

خواندن یک تیتر خبر و فوراً معامله کردن.
فرض اینکه داده خوب همیشه ارز را بالا می‌برد.
استفاده از 15 Indicator و اسم گذاشتن آن به‌عنوان تکنیکال حرفه‌ای.
نادیده گرفتن Event Calendar.
تغییر Bias بعد از هر کندل.
چسبیدن به تحلیل فاندامنتال قدیمی وقتی بازار Regime جدید ساخته است.

برای مبتدی کدام را اول یاد بگیرم؟

برای اجرای معامله، اول باید چارت، جفت‌ارز، کندل، سطح، Stop و حجم معامله را بفهمی.

هم‌زمان از همان ابتدا عادت کن تقویم اقتصادی را ببینی و اسم Eventهای مهم مثل CPI، NFP و تصمیم نرخ بهره را بشناسی.

بعد کم‌کم رابطه نرخ بهره، تورم و بانک مرکزی با ارزها را عمیق‌تر کن.

لازم نیست بین دو دنیا یکی را انتخاب کنی.

تحلیل تکنیکال رفتار قیمت و ساختار چارت را بررسی می‌کند. تحلیل فاندامنتال نیروهای اقتصادی و سیاستی پشت بازار را دنبال می‌کند.

تکنیکال برای Location، Trigger، Stop و Target بسیار کاربردی است. فاندامنتال برای بافت بازار، Regime و Event Risk اهمیت دارد.

برای خیلی از معامله‌گران، ترکیب ساده و منظم این دو کاربردی‌تر از جنگیدن بر سر این است که کدام «بهتر» است.

در نهایت هیچ تحلیلی جای مدیریت ریسک را نمی‌گیرد. حتی وقتی تکنیکال و فاندامنتال هر دو یک جهت را نشان می‌دهند، نتیجه معامله قطعی نیست.

برای ادامه این موضوع

ارتباط با محمد قائمی

این نوشته آموزشی است. مثال‌ها پیشنهاد خرید یا فروش یا تعیین ریسک مناسب شرایط مالی تو نیستند.

برگشت به مقاله‌ها ←
پشتیبانی